معين الدين محمد زمچى اسفزارى
492
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
آورده ، هزار مرد نامدار در حصار جمع كرد ] ، چون امير على خططاى كه به حكم ملك غياث الدين حاكم اسفزار بود ، از تخلف ملك قطب الدين خبر يافت ، با خدم و اتباع خود ، و متعلقان ملك غياث الدين و جمعى كه منقاد او بودند ، حصار را محاصره كرد ، درين حال ملك قطب الدين مكتوبى بملك ينالتكين فراه نوشت « 1 » و مضمون يرليغى كه شاهزاده يسور به جهت او فرستاده بود ، و صورت مخالفت خود با ملك غياث الدين « 2 » و كشته شدن جمعى كه بقلعهء عيقل فرستاده « 3 » بود ، و محاصرهء امير على خطاى حصارا را بشرح باز نمود ، « 4 » و ازو التماس مدد و مساعدت و طلب حضور و موافقت كرد ، ملك ينالتكين ده هزار مرد ، از پياده و سوار فراهم آورده ، كتابتى بملك قطب الدين نوشت كه « 5 » مستظهر و قوىدل باش ، كه اينك با ده هزار مرد جرار ، « 6 » [ چون برق تيغزن ، و چون ژاله پيكانبار ] ، ميرسم ، « 7 » [ تا باتفاق يكديگر كينهء ديرينه از سپاه غور و هرات بخواهيم ] ، پس چون ملك غياث الدين از خلاف ملك قطب الدين وقوف يافت ، بامير على خططاى و اعيان اسفزار نامه « 8 » نوشت كه از مخالفت و معاندت ملك قطب الدين انديشه مداريد و در حفظ و حراست طرق و مسالك و محاصرهء « 9 » [ حصار ، و تهيهء اسلحه و اسباب ] حصارگيرى اهتمام تمام بجاى آريد كه اينك « 10 »
--> ( 1 ) - مك . پا : نوشت و مضمون يرليغى . مج : نوشت يرليغى . ( 2 ) - پا . مك : و كشته . مج : كشته . ( 3 ) - مج . پا : فرستاده بود و محاصره . مك : فرستاده و محاصره ( 4 ) - مك . مج : و ازو التماس مدد و مساعدت و طلب حضور و موافقت كرد . پا : و ازو طلب مدد و مساعدت و حضور و موافقت كرد . ( 5 ) - مج . پا : مستظهرو . مك : ندارد . ( 6 ) - مج . پا : [ چون برق تيغزن و چون ژاله پيكانبار ] . مك : اين عبارت را ندارد . ( 7 ) - مج . پا : [ تا باتفاق يكديگر كينه ديرينه از سپاه غور و هرات بخواهيم . ] . مك : اين عبارت را ندارد . ( 8 ) - مج . مك : نامه . پا : اين را ندارد . ( 9 ) - مج . پا : حصار و تهيه اسلحه و اسباب . مك : اين عبارت را ندارد . ( 10 ) - مج . پا : متعاقب با سپاه بىپايان . مك : اين عبارت را ندارد .